تاریخ ارسال : 1404/11/22
مشکلات موجود و شورش ها و راه حل ها
بیش از بیست میلیون جوان در سنین بین 13 سال تا سی و هفت سال در کشور وجود دارد که بلاتکلیف هستند نه امیدی به تحصیلات خود دارند نه امیدی به اشتغال نه امیدی به ازدواج خلاصه کلام در برزخی از نا امیدی و تزلزل بسر می برند که زائیده وضعیت اقتصادی کشور است این وضع وخیم اقتصادی بیش از آنکه مرهون تحریم ها باشد نتیجه بی لیاقتی و چپاول سرمایه های کشور توسط الیگارشی قدرت و ثروت در کشور است همان مسئولان بی لیاقتی که 3 میلیارد دلار به یک شخص دادند تا چای فاسد و گندیده را از کنیا وارد کند و تحت نام چای درجه یک سیلان درسفره مردم بگذارد .
مسئولانی که با اصحاب ثروت آمیخته شده و برای آنان خوش رقصی می کند حاضر است برای اندک رشوه منافع عظیم ترین سرمایه ها و امتیازات را واگذار کند فرقی هم نمی کند مسئول یک واحد کوچک باشد یا مدیر بزرگ یک وزراتخانه عظیم این دنائت مسری شده است.
اینچنین است که 20 میلیون جوان کشور تمام راههای ممکن را به روی خود بسته می بیند لذا شورش می کند اگر چه رسانه های خارجی هم به کمال در این درخواست طبیعی می دمند و به آن بال پر می دهند .
نسلی که از پیدا کردن یک شغل معمولی نا امید شده از خریدن یک وسیله نقلیه یک خانه کوچک یک امید کوچک محروم شده است و با این گرانی های عظیم بیش از بیش خود را در گودال نا امیدی و بدبختی می یابد.چه کسی مسئول این وضعیت است بیش از همه دولت و سیستم اجرایی کشور.
اینک تمام مشکلات کشور عود پیدا کرده و در بطن تمام شدن سرمایه های اجتماعی سیاسی اقتصادی جمهوری اسلامی یک تفکر ناصواب در دولت های ایرانی ادامه داشته که مسئولیت مشکلات بوجود آمده را به گردن نگیرند حالا مجازات پیش کش حتی اقرار به کوتاهی و تباهی هم وجود ندارد که هیچ به گردن هم اندازند و حتی به گردن آمریکا و غرب انداختن بخشی از دفاع شده.
تازه طلب کار هم می شوند.آن قسمت از حاکمیت را متهم به نگذاشتند می کنند که سهمی در اداره کشور ندارد؟
در واقع رهبری غیر خط دهی فرهنگی و توصیه به مدارا و سازش هیچ ابزار دخالتی در اقتصاد و امور مالی برنامه ای کشور نداشته و ندارد حتی ابزاری برای دخالت در توصیه های اقتصادی نامگذاری اول هر سال ندارد 15 سال است می گوید اقتصاد تولید هیچکس از دولت مردان کوچکترین اهتمامی به سخنان ایشان نداشته و ندارند؟
هرچه خرابی است متعلق به بخش دولت و سیستم اجرایی کشور است این سیستم هم دچار یک سرطان شده که من از آن به عنوان سرطان فکری حکومتی ایرانی یاد می کنم سرطان فساد فکری در اندیشه عمل و تقسیم اموال عمومی به بهانه های مختلف بین اجزاء خود.
در یک اداره در اندازه کوچک تفکری که حاکم است اینست چگونه حقوق ها را افزایش دهیم چگونه با بخش خصوصی غیر دولتی برخورد کنیم قرار داد ببندیم مجوز بدهیم که منافع ما را تامین کند ( هر چه بیشتر منافع ریاستها معاونها و در صورت امکان منافع کارکنان ) چگونه بودجه بیشتر بگیریم ؟
این سرطان فکری برای خود ابزار دارد ( ابزار درست کرده است) ببینید برای تصدی یک سمت اداری دولتی ما به چهار مورد بسیار مهم نیاز داریم اول ایمان درست به اسلام و مبانی توحیدی دوم داشتن تقوا واخلاق حسنه سوم داشتن صلاحیت تجربی (سابقه مدیریتی وعملی) چهارم داشتن صلاحیت علمی دانشی حالا این سرطان چکار کرده می کند برای خودش ابزار توجیهی درست می کند برای داشتن ایمان قیافه ظاهری خود را مانند یک مومن متقی نمایشی درست می کند حتی ریش می گذارد پیشانی می سوزاند که جای مهر داشته باشد و تسبیح در دست می گیرد و دهها نمایش دیگر برای اخلاق حسنه هم دست به شبیه سازی می زند اطرافیان اداری راضی می کند تصنعی خوش اخلاقی می کند برای تجربه سازی دست به رزومه سازی می زند تقلبی یک مواردی به خودش نسبت می دهد که واقعیت خارجی ندارد در بحث علمی هم دست به تهیه مدارک تحصیلی و حتی دکترا می زند هر چطوری شده با توسل به موسسه های آموزش عالی پولی پردیس ها دانشگاه آزاد دانشگاه پیام نور رساله می خرد هر چطوری هست یک مدرک غیر واقعی روی میز می گذارد این می شود نتیجه یک منافق واقعی در لباس روحانی و تقوا دانش و عالم همه چیز دان اصلا خیلی راحت است پی برد که دروغ می گویند همه نمایشی است یک مدیری تازه به یک وزراتخانه مهم منتقل شده بود در 3 روز توانسته بود فساد هر کدام از کارکنان حتی مدیر کل ها را باسند بگذارد روی میز اگرچه او برای خودش می خواست نه برای انتشار.
این سرطان فساد تمام سمتها را در دولت ایران اشغال کرده تمام مومنین و دارندگان صلاحیت یا خانه نشین شده یا در گوشه مطبح ادارات بشغل شریف و کوچکی مشغولند این سیستم فساد هیچ غریبه ای را بداخل خود راه نمی دهد اینچنین است که دولت با داشتن هزاران هکتار زمین از دادن زمین به مردم برای ساخت سرپناه خودداری می کند باداشتن هزاران معدن از دادن امتیاز بهره برداری خودداری می کند با داشتن هزاران کیلیومتر زمین زراعی دامی یا حتی بیابانی برای کار و معیشت به مردم بخل می کند و از واگذاری موقت آن حتی در مرزهای شرقی ( که بعلت نداشتن ساکن مشکل امنیتی پیدا کرده) خودداری می کند از مجوز تولید هم نگو که اصلا ناموس مدیران است که نباید به دیگران واگذار شود.
حالا این سیستم عظیم دو تا سه میلیونی که فساد در آن نهادینه شده تمام سرمایه های کشور بالا کشیده خورده غارت کرده اینک برای تامین خود چشم دوخته به 60% درصد اضافه مالیات از کسبه کشور اصلا این بودجه لعنتی 1405 که مسبب این بدبختی شورش برای کشور شده معنی اش اینست که دولت می خواهد دست اندازی کند به سرمایه بخش کسب و کار خرد کشور قادر به گرفتن پول و حتی مالیات از ثروتمندان کشور نیست .
آقای دولت بخش کسبه کشور در وضعیت بسیار وخیمی بسر می برد بیش از 95 درصد خرده فروشانی هستند که گرفتار رکود ناشی ازعدم قدرت خرید مردم عدم کفایت سرمایه وگردش سرمایه افزایش مرتب مالیات و عوارض همینطورعدم حمایت بانکی ( هیچ بانکی وام عادی به کسبه نمی دهد مگر با رشوه و هزینه گزاف.) عدم برگشت وجه کالای فروخته شده نسیه خود بعلت عدم قدرت مالی مردم یا ورشکستگی همکاران خود هستند فقط 3 در صد عمده فروش و یک درصد وارد کننده هستند که وضعیت بهتری دارند بقیه در سایه دویست هزار فروشگاه زنجیره ای و حتی زنجیره ای لوازم خانگی و قسطی فروشی اینان دارند دست پا می زنند .
حالا اگر این دولت سه میلیون نفری صاحب یک رئیس ساده بی تجربه ( تجربه کاری ریاست یک ده یا یک شهر یا یک استان ) بشود و بدون داشتن اطلاعات علمی دانشی و سیاسی صاحب یک مدیر ناپخته بشود آنوقت ببینید که چه تخریبهای که صورت نمی گیرد اصلا گوییم نمره ایمانی و تقوای آقای پزشکیان عالی اما تجربه و صلاحیت علمی که محرز وجود ندارد ( پزشکی چه ربطی به سیاست اقتصاد و مدیریت دارد)
حالا بحث عدم صلاحیت من باز می گردد به شخص آقای پزشکیان آقای رئیس جمهور تو تا آخرین لحظه در انتخابات ریاست جمهوری داشتی رقبا را مسخره می کردی برای گناه دیگران ( چون نوعا رقبا قبلا سمت ریاست آنچنانی نداشتند) مرتب می گفتی این کار کردید مردم فلان کردند پس هم می دانستی چه می گویی هم می دانستی چه می خواهی الان هم مرتب می گویی من ریاست جمهوری نمی خواستم برای این آمدم که بازار گرمی کنم این هم دورغ است اگر نمی خواستی چرا در دور دوم انتخابات کنار نکشیدی حالا آن روزها گذشته امروز مرتب می گویی نداریم نمی شود بودجه نیست فروش نفت نیست مالیات نیست پس چکار کنیم از کجا بیاوریم؟ این ادبیات شما که نداریم نیست نمی شود شده قاتوق هر سخنرانی شما شده بعد هم مرتب می گویی هر کس بلد است بیاید انجام دهد ؟
این دومی دروغی بسیار بزرگ است اصلا این ادبیات تو نتیجه اش ایجاد نا امیدی است ایجاد یاس است ایجاد نفرت است نداریم نیست نمی شود از آن روز اول گفتم نتیجه این ادبیات ایجاد مشکلات امنیتی برای کشور خواهد بود هم کشور از خارج در معرض تهاجم قرار می دهد و هم در داخل مورد سرزنش وهجوم قرار خواهد داد امروز شاهد هر دو هم هستیم هر دو گزاره تو اشکال دارد اولی که نیست نداریم زاییده عملکرد دولت مردان گذشته است درست است اما هر درستی را مگر باید عنوان کرد.
این عین بی فکری است رئیس جمهور اینقدر ساده نگری اینقدر لو دادن اسرار کشور نوبرانه است.الف بای مدیریت ایجاد امید نشاط واعمال قدرت است تو که فقط از انفصال نا امیدی می گویی؟
اما دومین گزاره که می گویی هر کس می تواند درست کند بیاید درست کند این هم دروغ بزرگی است اصلا برای اینکه کسی بیاید مشکلات حل کند هیچ راه ورودی ابزاری سایتی را نگذاشتی مانند یک تعارف شاه عبدالعظیمی است اصلا دولتیان هرکسی را که بگوید می توانم درست کنم با تیر می زنند با تیر بهتان با تیر اتهام با تیر بی سوادی با تیر اخلاقی غیر اخلاقی با هزار بهانه و مسئله روبرو می کنندش نه تو بلکه یک ده دار یا شهردار یا فرماندار و حتی استاندار دولت چنین ظرفیتی ندارد که استفاده کند چنین قانون و ابزاری نیست به قول نرم افزار نویس ها این آپشن وجود ندارد.
پس سخنان تو یا حاکی از سادگی است یا نشان از نداشتن تجربه است یا ناشی از فشار رقبا و هم جناح های اصلاح طلب است در هر سه صورت فاقد اعتبار در مقام ریاست جمهوری است این حرفها را می زنی که قشر جوان نا امید شده تمام امیدش را از حاکمیت قطع کرده است دیگر نه به دولت نه به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران هیچ تعلقی را احساس نمی کند من به عملکرد تو امیدی ندارم تو امتحان خود را پس دادی نزدیک دوسال است حکومت اجرایی کشور بد ست گرفتی جزء خرابی و ویرانی اعتماد و اقتصاد مردم کاردیگری نکردی و سایه جنگ نا امیدی شورش بر کل کشور گستراندی .
احمق کسی است که به سخنان تو و مدیریت تو دلخوش باشد و امید داشته باشد تو کشور درست کنی؟ تو مسئول اصلی این نا امیدی عظیم در قشر جوان کشور هستی جوان خیلی حساس است خیلی زود درک می کند وقتی می گوییم نیست نداریم نمی شود کسی هم بلد نیست درست کند یعنی چه این سیل نا امیدی می تواند هر شهری ویران کند می تواند هر نظامی را ساقط کند گذاشتن یک آدم بی ملاحظه در سخن گفتن بر راس کشور اشتباه عظیمی بود که شورای نگهبان مرتکب آن شد.
مردم پیام بودجه سال 1405 دریافت کردند اما مسئولان و حاکمیت نفهمید پیام این بودجه چیست مفهوم این بودجه سرتا پا اشکال اینست هیچ برنامه ای برای درست کردن کشور نداریم
برای گذران امورات کشور حاضریم به هر بخشی از کشور دست درازی کنیم مخارج ما را (دولت و ریاست جمهوری و جناح حاکم ) باید کشور تامین کند و حاضریم برای تهیه مخارج هر کاری که لازم باشد انجام دهیم ولو دزدی سرقت اموال مردم اخراج نهادهای فرهنگی از بودجه وحتی حذف افراد غیر گروهی و غیر جناحی داستان همین است و بس هیچ آپشن و راه خروجی نیست؟
مگر تسلیم حاکمیت به خواست ما برای مذاکره ( تسلیم مطلق کشور ) با آمریکا و موافقت با پیشنهاد های ترامپ.
سخن من با حاکمیت و مجلس شورای اسلامی ایران و شورای مجلس خبرگان و شورای نگهبان و رهبری است آقایان اگر دیر بجنبید شاهزاده پهلوی با فاحشه هایش در کاخ نیاوران ساکن شده ( خواست آمریکا و اسرائیل ایشان است) این آقا برای شما رئیس جمهور نخواهد شد در بهترین حالتش خواهد شد برژنف ایرانی صبح فردا اورا استیضاح و از کار برکنار کنید یک نفر تا انتخاب بعدی حداقل یک سال بر مسند ریاست جمهوری بگذارید تا کشور جمع کند وگرنه همه تان باید دنبال ..... شغل دیگری باشید.
این وبلاگ تلاشی است برای مطرح کردن راه های توسعه اقتصادی به سبک ایرانی اسلامی
حسین تاج احمدی
نویسنده31
مقاله1404/04/07
تاریخ ایجاد